POL Magazine No.19 Canada

1

www . polmagazine . com

2

المللے ‌ مجله فارسے زبان بین مجله پـــــــل،

3

www . polmagazine . com

4

المللے ‌ مجله فارسے زبان بین مجله پـــــــل،

5

www . polmagazine . com

We are just one step away from the 20th edition of POL! The 19th edition of POL which is now before you is symbolic of a major milestone for us. Our belief is that a product such as a magazine really takes 20 editions to fully establish itself. We are here to stay with you. In a sense, “19” is a very strange number! It feels as though it is missing something to become whole. In recent times, we are receiving requests from many entities around the world to become the official representatives of POL in their respective countries. This welcomed phenomenon creates an even heavier burden of responsibility on our shoulders. Hundreds of thousands of Farsi-speakers worldwide are joining the POL family. The more widespread we become, the more we are judged and criticized. This means there is very little room for any errors on our part. Our mission remains to create a globally connected POL to further promote our culture, language, events, talents, and lifestyle. We humbly ask that you, our dear audience, continue to provide us with your invaluable feedback so that we may continue to enhance and build upon this global POL on our journey forward. Stay connected with POL ...

ای شدن پُل هستیم! ‌ شماره ۲۰ در یک قدمی ایم مانند نزدیک شدن به ‌ نوزدهمین پُل برای ما که تا امروز کنار شما بوده یک مقصد است، باورمان این است که برای قضاوت یک محصولی مثل ایم که ‌ شماره رسید، تا اثبات کرد همیشه هستیم، آمده ۲۰ مجله باید به عدد عجیبی ۱۹ دانید ‌ ایم. اصال می ‌ بمانیم و حاال به یک مقصدی رسیده ای بشود! ‌ است، انگار یک چیزی کم دارد تا عدد راضی کننده آید، ‌ این روزها که از اقصی نقاط دنیا برای ما درخواست نمایندگی پُل می ها از حضور رسمی پُل ‌ کنیم همین مسئله ابراز عالقه نماینده ‌ تصور می رسیدن ۲۰ ها خودش مهر تاییدی است برای به ‌ در دیگر کشورها و قاره تر. ‌ مان سنگین ‌ شود و مسئولیت ‌ تر می ‌ ما، اما کار برای ما هر روز سخت های بیشتری هم قرار ‌ شویم به طبع مورد قضاوت ‌ هر چه بیشتر دیده می گیریم و فرصت کوچکترین اشتباهی را نخواهیم داشت. از همین ‌ می خواهیم ‌ رو از تک تک شما مخاطبین که مالکین اصلی پُل هستید می همچنان با پُل در ارتباط باشید و با نقطه نظرات راهگشا و عالی بخشتان رسان ما باشید. ‌ برای پیشرفت هر چه بیشتر پُل یاری با پُل، در ارتباطیم...

6

المللے ‌ مجله فارسے زبان بین مجله پـــــــل،

مصاحبه اختصاصی با شالی زمردی

6

19

14

Long Point

16

مصاحبه اختصاصی با مریم رهنما

22

مصاحبه اختصاصی با شاهی ‌ بهنام خرم مصاحبه با مدل ایرانی سما ذاکری مصاحبه با مدل ایرانی علی اردانی

32

34

36

برندی متمایز و خاص Burberry

POL CANADA Franchise Manager POL Canada Inc. 4388 Rue Saint-Denis, Suite 200 #165, Montreal, QC, Canada, H2J 2L1 +1 438 802 92 92 www. polcanada .ca polcanada POL GEORGIA Franchise Manager POL Georgia 65 Shalva Nutsubidze St, Tbilisi 0186

POL MAGAZINE CEO Afshin Bozorgi ceo@polmagazine.com +90 546 101 14 14

40

whimsical Style

42

محصوالتپوستی Rhode

Editor in chief & Art Director Ava Nazari ava@polmagazine.com Marketing Director Mostafa Seyf mostafa@polmagazine.com +90 531 281 95 93 IT Manager Amir Alirezaie amir@polmagazine.com Editorial Board Sahar Zamani sahar@polmagazine.com Social Media Video Editor Ali Sadeghi ali@polmagazine.com

44

مروریبر زندگی Georgina Rodríguez

46

ای به نام ‌ افسانه Nike

+995 322 000 445 www. Polgeorgia .ge

50

حقایقجالبدرباره Tesla

polmagazine.georgia

52

دانید؟ ‌ چه می NFT از دنیای

POL TURKEY Franchise Manager Alireza Piri (Bong Event) ceo@bongevent.org +90 539 860 82 82 Manager Elnaz Ghodrati manager@bongevent.org +90 542 721 56 27 Sales

54

Radio Javan | موزیک

Graphic Designer Maryam Sharifi, Roya Movahed

پ مثل پادکست

56

58

Radio Javan Party

POL USA Editor In Chief Pouyan Torabi pouyan@radiojavan.com Managing Editor Masih Ferdosian masih@radiojavan.com Behnam Parvin behnam@radiojavan.com Music Editor Araz Panahi araz@radiojavan.com Events Editor Poriya Moazzami poriya@radiojavan.com +1 888 735 28 26 www. radiojavan .com

62

ترین اخبار دنیای گیم از نگاه ‌ مهم Joystick

+90 536 437 27 27 +90 536 438 27 27

cumhuriyet cad.inönü mah. babil sok No: 2 Kapitanhan apt Kat : 3 D : 3 Şişli / İstanbul www. bongevent. org pol.turkiye

68

دکوراسیون به سبک یونان با الهام از طبیعت زیبا

70

قوانین دستیابی به شادی و ثروت

72

ولعگرسنگییااشتهایکاذب دکتر سبا شمس

polmagazine polmagazine Polmagazine info@Polmagazine.com www. polmagazine .com

74

benizkitchen

بینی ‌ طالع

76

7

www . polmagazine . com

shally zomorodi

shallyzomorodi

شالی زمردی مصاحبه اختصاصی پُل با معنای زندگی این نیست که صبر کنید تا طوفان رد شود؛ زندگی یعنی اینکه یاد بگیرید در همین طوفان هم برقصید این خانم زیبا، به رقص، انرژی باال و عشق زیاد معروف است. شالی آمریکا San Diego در Fox News ساله و مجری خبر شبکه ۴۴ ، زمردی شود ‌ سال است که نیمه شب بیدار می 14 است. او تقریبا به مدت آید ‌ تا اخبار صبحگاهی را انجام دهد. سوالی که برای همه پیش می این است که چطور ممکن است یک نفر هر روز ساعت دو صبح از خواب بیدار شود، سر کار برود و با وجود این همه خستگی همچنان انرژی داشته باشد، برقصد و شاد باشد؟ خب، شالی کاری که انجام تواند ‌ دهد را عاشقانه دوست دارد. به خاطر همین عالقه زیاد، می ‌ می هایش را هم تحمل کند. شالی دوست دارد گویندگی کند، با ‌ سختی بر کار در شبکه ‌ ها را بفهمد. او عالوه ‌ مردم باشد و داستان زندگی آن ‌ خبر، نویسنده، مجری برنامه آشپزی، عاقد، برگزارکننده کنفرانس داشتنی است. ‌ تر مادر چهار فرزند دوست ‌ روانشناسی و از همه مهم خواننده مصاحبه ما با شالی عزیز باشید تا با او بیشتر آشنا شوید.

8

المللے ‌ مجله فارسے زبان بین مجله پـــــــل،

اید؟ ‌ از چه سنی وارد دنیای رسانه و خبرنگاری شده دانستم که دوست دارم این کار را انجام دهم. در ‌ من از سن ده، یازده سالگی می های مختلف ‌ » وجود دارد که افراد با شغل Career Day« مدارس آمریکا روز مشاغل کنند. آن روز من با یک ‌ آموزان صحبت می ‌ نظیر دکتر، دندانپزشک، وکیل و ... با دانش خواهم ‌ خبرنگار آشنا شدم و با همان سن کمی که داشتم، فهمیدم که من هم می های تلویزیونی مدرسه را ‌ همین کار را انجام دهم. وقتی وارد دبیرستان شدم، برنامه ها به همین شکل و کم کم ‌ دادم. فعالیت ‌ در پشت صحنه یا جلوی دوربین انجام می ادامه پیدا کرد، تا زمانی که وارد دانشگاه شدم. سپس کارآموزی را شروع کردم و وارد دنیای کار شدم. فعالیت دارید؟ و چطور این همکاری آغاز شد؟ Fox چند سال است در شبکه مشغول به کار هستم. قبل از این Fox من نزدیک به چهارده سال است که در شبکه بود که اقتصاد 2008 ، مجری اخبار یک شبکه دیگر بودم. سال Orange County در شهر آمریکا خیلی تغییر کرد. یادم هست که بعد از برنامه اخبار ، همه ما را در اتاق جمع کردند و کنیم. ‌ گفتند که متاسفانه امروز روز آخر شما هست؛ چون داریم این شبکه را تعطیل می تازه شروع به کار کرده بود، زنگ زدم و Fox که البته آن زمان Fox به رئیس خودم در گفتم: «من حاضرم متن اخبار را بنویسم، فیلمبردار باشم یا هر کار دیگری که بتوانم انجام دهم، فقط لطفا به من کار بدهید؛ چون من آدمی نیستم که یکجا بنشینم.» او هم مشغول به کار شدم. Fox به من گفت که برای مصاحبه بیا و از همانجا در تان درباره ایران و فرهنگ ایران چیست؟ ‌ نظر همکاران آمریکایی روم، با افتخار بگویم که ایرانی هستم. با ‌ من در کارم همیشه سعی کردم هر جا که می دانم که پدر ‌ ام و کالیفرنیا خانه من است؛ اما این را می ‌ اینکه من در آمریکا به دنیا آمده ها تصمیم نگرفته بودند که به آمریکا ‌ آیند. اگر آن ‌ و مادرم از کشوری به اسم ایران می ام در ایران بود. با اینکه من از ایران خاطره ‌ بیایند و زندگی کنند، شاید االن من هم زندگی ام؛ اما چیزی هنوز من را به سمت ایران ‌ خیلی کمی دارم و تا به حال در آنجا زندگی نکرده گفتند که چرا ‌ آید وقتی هفت ساله بودم، در مدرسه به من می ‌ کشاند. یادم می ‌ می گفتند که شما ‌ ابروهایت به هم پیوند خورده؟ یا چرا اینقدر پاهایت مو دارند؟ به من می کردند. االن بعد از تقریبا سی ‌ ها من را خیلی اذیت می ‌ ها تروریست هستید و بچه ‌ ایرانی سال، من در محل کار منتظر هستم تا وقت استراحت شود و به همکارانم بگویم که های شالی» ‌ پره بگذارید، تمام همکارانم یک فایل به اسم «آهنگ ‌ آهنگ شهرام شب جون» یا «جون ‌ گویند: «گود مورنینگ ‌ ها به هم می ‌ روی کامپیوترشان دارند. صبح شان هستند. درواقع ‌ های ‌ ها و شیرینی ‌ شود، همه منتظر عیدی ‌ جونی». وقتی نوروز می االن همکارانم خیلی خیلی از فرهنگ ایرانی خوششان آمده است. برای همین من هم خیلی خوشحالم که توانستم این کار را انجام دهم. باعث افتخار و سربلندی من است توانم قشنگی فرهنگمان را نشان دهم. درصورتیکه روزهای اول، همکارانم حتی ‌ که می دانستند که تفاوت عراق و ایران چیست. ‌ نمی

بیشتر شبیه پدرتان هستید یا مادرتان؟ خانواده چطور در این مسیر حمایتتانکردند؟ گذارم، ‌ های اجتماعی عکس می ‌ من هر وقت با پدر و مادرم در شبکه های ‌ گویند که تو کامال شبیه پدرت هستی. در واقع چشم ‌ همه می روشن من به پدرم رفته است. البته که مادرم (شهره خانم) هم ها رفتم. تمام کارهایی که ‌ کنم به هر دوی آن ‌ خیلی زیباست و فکر می دهم اعم از خبرنگاری، مادر چهار بچه، زن ‌ ام انجام می ‌ امروز در زندگی گیرم. ‌ بینند را از پدر و مادرم می ‌ بهروز، یک انسان و انرژی که همه می ها ممنونم که من ‌ من دختر آقا مصطفی و شهره خانم هستم. از آن توانم در این سن و سال، با عشق زندگی ‌ را با عشق بزرگ کردند و می هایم، همسرم، ‌ توانم به بچه ‌ کنم. این عشقی که به من دادند را می های این دنیا پس بدهم. ‌ دوستانم و تمام آدم از عشق چه تصویری دارید؟ ها خیلی درباره کلمه عشق ‌ من عاشق کلمه «عشق» هستم. تازگی های ایرانی و آمریکایی ‌ کنم. در این یکی دو سال، در عروسی ‌ فکر می کنم. پسرم یک روز به من گفت «مامان ‌ عروس و دامادها را عقد می عشق چیه؟» و من نتوانستم در یک جمله آن را توضیح بدهم. به او گفتم «مامی، عشق یک احساس است، یک احساس آزاد و خوبی که آورد و بعضی ‌ هایت را درمی ‌ اوقات اشک ‌ گاهی اوقات درد دارد، گاهی کنم که همه و ‌ شود». از ته قلبم آرزو می ‌ ات می ‌ اوقات باعث خنده همه با عشق زندگی کنند. اگر با عشق زندگی کنید، بلد هستید عاشق شوید. اگر بلد باشید که عاشق باشید، با هم مهربان هستید. اگر با هم مهربان باشید، دنیای بهتری داریم. اگر دنیای بهتری داشته شوند. ‌ هایمان هم با عشق بزرگ می ‌ باشیم، بچه

9

www . polmagazine . com

چگونه با همسرتان آشنا شدید؟ سال پیش با هم آشنا شدیم. یکی از دوستانم به من 24 من و بهروز نزدیک به زنگ زد و گفت که «شالی من از یک پسری خوشم آمده و او به شام دعوتمان کرده، دوستانش هم هستند. تو هم همراه من بیا». من با اینکه زیاد حوصله نداشتم؛ اما ها رفتم. در رستوران دیدم که یک گروه ده نفره دختر و پسر ‌ لباس پوشیدم و با آن اند که ناگهان در باز شد و بهروز هم آمد. او چشم، دل و قلب من را گرفت. او را ‌ نشسته نگاه کردم و گفتم «این دیگه کیه؟». خالصه تمام مدت بهروز با من اصال صحبت نکرد و رفت آن سمت میز شام نشست. بعد از شام، همه تصمیم گرفتند که به کالب بروند و برقصند. یکی از پسرهای این گروه، از من خوشش آمده بود و برایم گل و شامپاین خرید و گفت: «شالی من دوست دارم بیشتر با تو آشنا شوم». من هم چون به او حسی داشتم تا ‌ نداشتم، فکر کردم بهتر است زودتر از آنجا بروم! زمانی که داشتم کیفم را برمی خواهی با ‌ بیرون بروم، دیدم بهروز آمد دستش را گذاشت جلوی من و گفت: «شالی می من برقصی؟» همانجا بود که عاشق شدیم و رقصیدیم. این اولین رقص زندگی بیست و چهار ساله ما بود. ما نزدیک به شش، هفت سال با هم دوست بودیم تا اینکه با هم نامزد شدیم و ازدواج کردیم. بیست و چهار سال است که بهروز عشق من است.

تصوری از ازدواج داشتید که االن تغییر کرده باشد؟ خواهند مراسم ‌ همانطور که گفتم، من عروس، دامادهایی که می ها یا فامیل ‌ کنم. آن ‌ ایرانی بگیرند «اما به زبان انگلیسی» را عقد می اند؛ مثل خودم. به نظرم دلیل ‌ آمریکایی دارند یا اینجا بزرگ شده ها شوم، این ‌ اینکه جهان این در را به روی من باز کرد تا وارد عروسی است که یک نصیحت به عروس و دامادها بکنم، آن هم اینکه ازدواج داری)، کاری است که در زندگی ‌ ترین، (البته بجز بچه ‌ بهترین و سخت دهید. روزهای اول مراسم عروسی، لباس سفید، مهمانی ‌ انجام می و فکر زندگی کردن با عشقش است؛ اما بعد از آن زندگی واقعی و شود. من در این چند سال چند چیز یاد گرفتم، ‌ ها شروع می ‌ سختی باید صبر و گذشت داشته باشید و روی آن کار کنید. درست مانند توانید گل را به حال خود ‌ کارید. شما نمی ‌ یک گل قشنگ که تازه می رها کنید، اگر به آن آب و آفتاب ندهید، مراقب نباشید، این گل کامال گویم ‌ از بین خواهد رفت. من از همان روز اول به عروس و دامادها می شوید، برگردید به لحظه پاک ‌ های زندگی مواجه می ‌ وقتی با سختی عشق که االن دارید و اجازه دهید تا عشق به شما کمک کند.

حمایت همسرتان چه تاثیری روی کارتان داشت؟ دهم را انجام بدهم. ‌ توانستم کارهایی که هر روز انجام می ‌ من بدون بهروز نمی روم، بهروز با چهار تا بچه ‌ صبح سر کار می ۳ بهروز همه چیز من است. وقتی ساعت برد، ‌ کند و به مدرسه می ‌ شان می ‌ ها آماده ‌ کند، صبح ‌ ها کمک می ‌ تنهاست. به آن برد. آخر شب من به قدری خسته هستم ‌ رود و به شنا می ‌ ها می ‌ بعدازظهر دنبال آن شود. ‌ ها بهروز هم بسیار خسته می ‌ تواند تکان بخورد. با تمام این ‌ که بدنم اصال نمی او مهندس و وکیل بسیار موفقی است. من اگر ساپورت بهروز را نداشتم، به هیچ زد که ‌ توانستم این کارها را انجام دهم. اگر شریک زندگی من مدام غُر می ‌ عنوان نمی توانم در ‌ شد. هر کاری که می ‌ تو هیچوقت نیستی و چرا همیشه پای تلفنی، اصال نمی زندگی انجام دهم، به خاطر حمایتی است که دارم. بهروز، عشق فرزندانم، خانواده ام، پدر و مادرم، پدر و مادر بهروز، فامیل و برادرهایم. من خیلی دختر خوش ‌ العاده ‌ فوق ها را دارم تا بتوانم کارهایی که در زندگیم دوست دارم را انجام دهم. ‌ شانسی هستم که آن

از تجربه و حس مادری برایمان بگویید. تر از مادر بودن نیست. ‌ بخش ‌ واقعا هیچ کاری در دنیا برای من لذت ها به من ‌ ترین چیز در دنیا، مادر بودن است. آنقدر بچه ‌ العاده ‌ فوق هایم، جور دیگری به زندگی ‌ عشق و صبر یاد دادند. من به خاطر بچه کند. اگر دو سال ‌ کنم. مادر شدن زندگی و روح آدم را عوض می ‌ نگاه می آوردم. ‌ تر بودم، یک بچه دیگر هم می ‌ جوان

10

المللے ‌ مجله فارسے زبان بین مجله پـــــــل،

Page 1 Page 2 Page 3 Page 4 Page 5 Page 6 Page 7 Page 8 Page 9 Page 10 Page 11 Page 12 Page 13 Page 14 Page 15 Page 16 Page 17 Page 18 Page 19 Page 20 Page 21 Page 22 Page 23 Page 24 Page 25 Page 26 Page 27 Page 28 Page 29 Page 30 Page 31 Page 32 Page 33 Page 34 Page 35 Page 36 Page 37 Page 38 Page 39 Page 40 Page 41 Page 42 Page 43 Page 44 Page 45 Page 46 Page 47 Page 48 Page 49 Page 50 Page 51 Page 52 Page 53 Page 54 Page 55 Page 56 Page 57 Page 58 Page 59 Page 60 Page 61 Page 62 Page 63 Page 64 Page 65 Page 66 Page 67 Page 68 Page 69 Page 70 Page 71 Page 72 Page 73 Page 74 Page 75 Page 76 Page 77 Page 78 Page 79 Page 80 Page 81 Page 82 Page 83 Page 84

Powered by